لغت نامه فوتبالی
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۳   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

درودی زیبا!

به زیبایی بهاری که در راهه،راستی برای سال نو برنامه ریزی کردید دیگه!!!!!! من که لحظه شماری میکنم آخه کلی برنامه واسه خودم ریختم.

خوب!بی خیال این حرفا! امروز میخوام یه ذره شوخی کنیم با بهترین ورزش یا بهتره بگم محبوب ترین ورزش آقایون یعنی

 

فوتبال.

 

 

لغت نامه فوتبالی:

1برانکارد

وسیله ای برای استراحت بازیکنان!در فوتبال ما،برانکارد از فعال ترین ابزار داخل زمین[ببخشید بیرون زمین] محسوب می شود،چون هر بازیکنی که خسته می شود با داد وفریاد خودش را روی زمین می اندازد و زود برانکارد می آورند و او بعد از یک سواری حسابی،کنار زمین می رود و آب میخورد و موهایش را شانه میکند و دوباره به داخل زمین برمی گردد!!

البته بازیکنان برخی کشور های گرمسیری در استفاده از برانکارد ضرب المثل هستند.آن ها اساساًً برای این فوتبالیست شده اند که خودشان را زمین بزنند وهی سوار برانکارد شوند.این کارچنان کیفی دارد که نگووووو!!

2

توپ

وسیله ای نسبتاً کروی شکل که هر بازیکنی به آن میرسد یک لگد به آن میزنند. بعضی ها هم قزبانشان بروم لگد میزنندهااااا!!!

 

3داور

سپر بلای مربیان تیم بازنده![به نظر برخی مربی ها داور را برای این داخل زمین میگذارند که اگر تیمی باخت،بتواند تمام تقصیر ها را گردن او بیندازد.وگرنه داور به چه دردی میخورد؟ ]

4دروازه بان

:بازیکنی که وظیفه اش مراقبت ازدروازه است.اما گاهی بازیکنان حریف نامردی میکنند و بر خلاف میل او تئپ را وارد دوازه اش می کنند.

5

بازیکن

آدم هایی که گاه شکل وشمایل عجیب وغریبی دارند،از ریش لنگری گرفته تا مو های تارزانی و گاهی هم حتی مو هایشان بر خلاف نیروی جاذبه عمل میکندو از این جور چیزها.