ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٦   کلمات کلیدی:

داستان کوتاه

از خدا پرسیدم خدایاچطور میتوان بهترزندگی کرد؟

خدا جواب داد:گذشته ات بدون هیچ تاسفی بپذیر،

با اعتماد زمان حالت رابگذران وبدون ترس برای

زندگی آینده آماده شو.ایمان را نگه داروترس را

به گوشه ای انداز.شک هایت را باورنکن و

هیچگاه به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که

چطورزندگی کنید.مهم این نیست که قشنگ باشی،

قشنگ این است که مهم باشی!حتی برای

یک نفر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مهم نیست شیرباشی یا آهو،مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی.کوچک باش و

                  عاشق.... که عشق میداند آیین

بزرگ کردنت را.بگذار عشق خاصیت توباشد

نه رابطه خاص توباکسی.

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن.

فرقی نمیکندگودتل آب کوچکی باشی یادریای بی کران...

زلال که باشی آسمان درتوست.

این مطلب و با احترام تقدیم میکنم به....