ختم یا...
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٠   کلمات کلیدی:

درود خویبییییید؟اب وهوای شهرتون چطوره؟

این جاک دهن ما آسفالت شده...زمستون هوا گرمه،بهار هوای پاییزی داریم،بعدتابستون هوا شدیدا شرجیه ک هر نیم ساعت باید بری زیر دوش،پاییزم ک قربونش برم ترکیبی از 3فصل دیگه س!!!!!!!!

البته یکم ک فک میکنم میبینم خودمون این اسفالتو راه انداختیم....

کاش انسان نخستین بودم!

ب قول یکی از دوستام فک کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن!!

هفته ی دیگه سال پدر بزرگمه...بله خدا رفتگان شمارو هم بیامرزه...

یادم میاد روزی ک فوت کرده بود پسر عموم ب آخرین نفری ک تلفنی خبر داد پدرم بوداماپدرم زودترازهمه خودشورسوند مهدی میگف آخه عمو جون چطور امکان داره...ی ساعت هنگ بود...خلاصه مامان خانمم ب همراه عمه هام بالای تخت بابابزگ داشتن اشک میریختن منم واسه این ک کم نیارم رفتم بایه پیاز اشکمودر آوردم آخه این جورمواقع من اشکم نمیاد حالا الان یه پخ کنی گریم میگیره!

مامان بم گف یکم قرآن بخون جای نگاه کردن سرمو انداختم پایین یه 5مین قرآن خوندم...سرمو برگردوندم دیدم تنهام!من بودم وجنازه پدربزرگ!مثل اسب در رفتم..یهو زنگ در ب صدا اومد رفتم درو باز کردم.پوریا پسرعمم اومدبالا دیدیم با ی تی شرت فیروزه ای رنگ اومده میگه مامان لباس مشکیم نبود...آخه سرباز بود یه راست خودشو ب اصطلاح رسوند!دیدیم رفت پیش برادرم دارن بگو بخند میکنن،نامی پسرعموم بش گف چرا میخندی؟گف چکارکنم؟گریه کنم؟؟؟؟!؟!؟؟!!!

حالا اینجارو داشته باش رفتم دستشویی ی آبی ب صورتم بزنم دیدم یه سوسک از رو دیوار داره میره یه جیغ بنفش کشیدم ک شوهر عمم وبابام و مهدی اومدن طرفم شوهر عمم اونو ب قتل رسوند مهدی میگف من آخر نفهمیدم مشکل خانما با سوسک چیه! بابام گف دقیقا! این ها ک خیلی تمیزن همش توآبن ببین چ برقی میزنه ادم کیف میکنه!

آخه شما بگید چیه سوسک زیباس؟فک کــــــــــــــــــــــن!!!

تا آخر شب این برنامه ها ب راه بود انگار نه انگار ک ختم بابابزرگ بود!!!