ختم یا...

درود خویبییییید؟اب وهوای شهرتون چطوره؟

این جاک دهن ما آسفالت شده...زمستون هوا گرمه،بهار هوای پاییزی داریم،بعدتابستون هوا شدیدا شرجیه ک هر نیم ساعت باید بری زیر دوش،پاییزم ک قربونش برم ترکیبی از 3فصل دیگه س!!!!!!!!

البته یکم ک فک میکنم میبینم خودمون این اسفالتو راه انداختیم....

کاش انسان نخستین بودم!

ب قول یکی از دوستام فک کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن!!

هفته ی دیگه سال پدر بزرگمه...بله خدا رفتگان شمارو هم بیامرزه...

یادم میاد روزی ک فوت کرده بود پسر عموم ب آخرین نفری ک تلفنی خبر داد پدرم بوداماپدرم زودترازهمه خودشورسوند مهدی میگف آخه عمو جون چطور امکان داره...ی ساعت هنگ بود...خلاصه مامان خانمم ب همراه عمه هام بالای تخت بابابزگ داشتن اشک میریختن منم واسه این ک کم نیارم رفتم بایه پیاز اشکمودر آوردم آخه این جورمواقع من اشکم نمیاد حالا الان یه پخ کنی گریم میگیره!

مامان بم گف یکم قرآن بخون جای نگاه کردن سرمو انداختم پایین یه 5مین قرآن خوندم...سرمو برگردوندم دیدم تنهام!من بودم وجنازه پدربزرگ!مثل اسب در رفتم..یهو زنگ در ب صدا اومد رفتم درو باز کردم.پوریا پسرعمم اومدبالا دیدیم با ی تی شرت فیروزه ای رنگ اومده میگه مامان لباس مشکیم نبود...آخه سرباز بود یه راست خودشو ب اصطلاح رسوند!دیدیم رفت پیش برادرم دارن بگو بخند میکنن،نامی پسرعموم بش گف چرا میخندی؟گف چکارکنم؟گریه کنم؟؟؟؟!؟!؟؟!!!

حالا اینجارو داشته باش رفتم دستشویی ی آبی ب صورتم بزنم دیدم یه سوسک از رو دیوار داره میره یه جیغ بنفش کشیدم ک شوهر عمم وبابام و مهدی اومدن طرفم شوهر عمم اونو ب قتل رسوند مهدی میگف من آخر نفهمیدم مشکل خانما با سوسک چیه! بابام گف دقیقا! این ها ک خیلی تمیزن همش توآبن ببین چ برقی میزنه ادم کیف میکنه!

آخه شما بگید چیه سوسک زیباس؟فک کــــــــــــــــــــــن!!!

تا آخر شب این برنامه ها ب راه بود انگار نه انگار ک ختم بابابزرگ بود!!!

 

 

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
سجاد

سلام اول از همه فوت پدربزرگت تسلیت می گویم. دوم امیدوارم حالت خوب باشه... سوم دیگه به ما سر نمی زنی باران خانوم ... چهارم روز جالب و دیدنی بوده...(منظورم چیزهایی که تعریف کردی بود) پنجم با امتحانات چکار کردی ؟ ششم به وب من سر بزن... هفتم بقیه اش دفعه بعد... چون خسته کننده می شه....

سیم سیم

چون خیلی بهم اصرار کردی اپمو بخون اومدم.... مگه مراسم مادربزرگ من نبود....همه نو ه ها جمع شدیم بزن و بخند و این داستانا.....اخرش دهن همه مون سرویس شد[نیشخند] عجب نو های فجیعی هستیناااا...یکم از ما یاد بگیرین....[چشمک] برو بمیر دیگه....مزاحمت نمیشم[چشمک] جمله ی اول و سوم و چهارم شوخی بود...به معده ت بگیر زود هضم میشه[نیشخند]

black rose

سلام...ممنون که بهم سر زده بودی....والا جوونای امروزی یه کم که چی عرض کنم..اصلا وفا و محبت و اینا که سرشون نمیشه.....البته یه چیزی رو بگم ..90%حرفام مربوط به به قول خودم بچه شهریا میشه...همین 2 ماه پیش همین اتفاق افتاده بود...نوه هاش از شیراز اومده بودن ...بهم میگفتن کاش همیشه یکی بمیره ما بیایم دور هم خوش بگذرونیم...شاید خنده داره!!!آره اما یکم که بهش فک کنی گریت میگیره نه خنده!!!همه چی داریم جز.....بلاگ خوبی داری..موفق باشی..بای[گل]